تبليغاتX
چرا شيعه ؟ چرا سني ؟
دوست گرامي : براي كمك در گسترش فرهنگ غني تشيع اين وبلاگ را لينك نماييد اجرتان با حضرت زهرا (س)
به گزار ش صدای شیعه ، العربیه قسمتهایی از «رجال حول الرسول» را در ماه رمضان هر روز در سایت خود منتشر می کند، که وحشی قاتل حمزه را صحابی جلیل القدری معرفی می کند که اسلامی نیکو داشته علاوه بر آنکه او را مجاهدی می خواند که هیچ مجاهد فی سبیل الله مانند او نبوده است،

اختصاصی صدای شیعه :«قـتـلَ سيدُنا وحشي (رضيَ الله عنه) سيدَنا حمزة بن عبد المطلب (رضيَ الله عنه) في معرکة أحُد بأمر من سيدتنا هند بنت عتبه (رضيَ الله عنها) ، فوحشي (رضيَ الله عنه) القاتل في الجنة وحمزة سيد الشهداء المقتول في سبيل الله في الجنة على سُرر ٍمتقابلين. 
بعدما قـتـلَ سيدُنا وحشي (رضيَ الله عنه) سيدَنا حمزة (رضيَ الله عنه) جاءت سيدُتنا هند (رضيَ الله عنها) فمثـّـلتْ بجثة سيدنا حمزة (رضيَ الله عنه)  وقصّت مذاکيره واستخرجت کبده ولاکته بأسنانها ، فرضيَ الله تعالى عنها وأرضاها.
بعدما تسنـّم سيدُنا معاوية بن أبي سفيان (رضيَ الله عنه) زمام الحکم وأصبح خليفة المسلمين وخال المؤمنين وعم المتقين وکاتب الوحي دسّ إلى سيدِنا الصحابي مالک الأشتر (رضيَ الله عنه) السمَ بالعسل فقتله مسموما ، وقال سيدُنا معاوية (رضيَ الله عنه) في ذلک اليوم مقولته الشهيرة "إن لله جنودا من عسل".
بعد ذلک قـتـلَ سيدُنا معاوية (رضيَ الله عنه) سيدَنا محمد بن أبي بکر (رضيَ الله عنه) وأمرَ بإحراق جثته في جوف حمار.
ثم بعدها دسَ سيدنا معاوية (رضيَ الله عنه) السمّ إلى سيدنا الحسن بن علي (رضيَ الله عنه) سبط الرسول وسيد شباب أهل الجنة فقتله مسموما ، فرضيَ الله تعالى عن العسل وأرضاه.
بعدما مات سيدُنا معاوية (رضيَ الله عنه) ودخل الجنة ، جاء دورُ سيدنا يزيد بن معاوية (رضيَ الله عنه) فقتل سيدَنا الحسين (رضيَ الله عنه) سبط الرسول وريحانته من الدنيا وسيد شباب أهل الجنة في معرکة الطف ، وبعدما إنتهت المعرکة وقــُتـِل الحسينُ وأصحابُه وأهلُ بيته من الرجال (رضيَ الله عنهم) جاء سيدُنا الشمر بن ذي الجوشن (رضيَ الله عنه) فـقطع رأسَ سيدنا الحسين (رضيَ الله عنه).  بعد ذلک أمرَ سيدُنا عمرُ بن سعد بن أبي وقاص (رضيَ الله عنه) الذي کان القائد العسکري لجيش يزيد (رضيَ الله عنه) بإحراق مخيم أهل البيت وسبي بنات الرسول وحفيداته وهو يقول "لا تـُبقوا لأهل هذا البيت باقية" ، وقد کانت على رأس المسبـيات سيدتنا العقيلة زينب (رضيَ الله عنها) حفيدة الرسول (رضيَ الله عنه). وبعدما انتهت المعرکة والحمد لله على خير ، أخذوا السبايا إلى والي الکوفة حيث سيدنا عبيد الله بن زياد (رضيَ الله عنه) ليشفي غليله بهم ، ومنه إلى الشام حيث القصر الأموي فکان بانتظارهم سيدُنا يزيد بن معاوية (رضيَ الله عنه) حيث انه عندما رأى رکبَ السبايا تتقدمه رؤوس أهل بيت النبوة مرفوعة على الرماح قال سيدُنا يزيد (رضيَ الله عنه) متشفيا:
لما بَدتْ تـلـک الحمولُ وأشرقتْ   تـلـکَ الشموسُ عـلى ربا جـيـرون ِ
نعـبَ الغـرابُ فـقـلتُ صحْ أو لا تصحْ  فـلقـد قضيتُ من النبي ديوني
وکان يقصد (رضيَ الله عنه) انه أخذ ثأره من النبي محمد (رضيَ الله عنه) بقتل سبطه الحسين (رضيَ الله عنه) وسبي عياله وأهل بيته. فقد کان سيدُنا يزيد بن معاوية (رضيَ الله عنه) لا ينسى ثأره مع النبي فمکنه الله من ذلک وقد أحسن به تعالى إذ جعله خليفة للمسلمين وأميرا للمؤمنين.»

به گزار ش صدای شیعه ، سطور بالا قسمتهایی از «رجال حول الرسول» است که العربیه آن را در ماه رمضان هر روز در سایت خود منتشر می کند، این مطلب وحشی قاتل حمزه را صحابی جلیل  القدری معرفی می کند که اسلامی نیکو داشته علاوه بر آنکه او را مجاهدی می خواند که هیچ مجاهد فی سبیل الله مانند او نبوده است، همچنین یزید بن معاویه –قاتل امام حسین علیه السلام، فرزند دختر پیامبر خدا- را امیر مومنان به شمار می آورد، و پس از آن می بینیم که خوانندگان واقعا مومن عرب در حاشیه ها و تعلیقاتشان بر این نوشته از یزید اظهار خشنودی نموده و از خدا می خواهند آنها را در روز قیامت با یزید و وحشی محشور کند!!
در اینجا فقط می پرسیم: ای جماعت عرب آیا این دین است؟
اگر این دین است که ما از چنین دینی به خدا و رسول گرامی اش تبری می جوییم، و اگر دین نیست، لعنت خدا، فرشتگان، پیامبران و انسانها بر آن کسی که میان حسین نوه رسول خدا و یزید، و میان حمزه سیدالشهدا و وحشی تفاوتی قائل نمی شود.
اگر این دین شماست که با آن پروردگارتان را عبادت می کنید –اینگونه که نسبت به کشته شدن اهل بیت پیامبرتان احساس رضایت و خشنودی دارید- دیگر چرا از جرائم صهیونیست درباره ملت مظلوم فلسطین بیزاری می جویید و شارون را لعنت می کنید؟ زیرا با این حساب، قاتل و مقتول در بهشت هستند، پس چرا نمی گویید سرور ما شارون (رضی الله عنه) ملت فلسطین (رضی الله عنه) را کشت و آواره کرد و ماجرا تمام شد؟
من نمی دانم آیا دین این گروهک ها وقعا اسلام است یا دین دیگری دارند؛ اما اگر مسلمان هستند چرا این بغض و کینه را نسبت به اهل بیت ادامه می دهند تا جایی که در ماه کریم رمضان به گونه ای رفتار می کنند تا مردم از قاتلان اهل بیت نبوت خشنود باشند و نسبت به آنها ترحم و مهربانی بورزند و دعا کنند خداوند با آن قاتلان محشورشان نماید؟
آیا این پاداش احسان رسول خدا با شماست؟
آیا با این سخنان و کارها می خواهید روز قیامت رسول خدا را ملاقات کنید؟

خداوندا، ما از این امت فاسد به تو تبری می جوییم، امتی که اهل بیت پیامبر و رسول خاتم تو را به قتل رسانید، ما از افعال و کردار نوادگان آن قاتلان در این زمان، به سوی تو تبری می جوییم، کسانی که با اجدادشان در قتل اهل بیت شریک هستند، از آن کسانی که از قاتلان گناهکار راضی و خشنود می شوند و از تو می خواهند تا در روز قیامت با آنها محشورشان کنی؛ بارالها، آنها را با آن افراد محشور کن و ما را با پیامبر و اهل بیت مظلومش محشور نما.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 18 فروردین1389ساعت 11:27  توسط هادي خدابنده  | 

سلام دوستان .

شما اگر كتاب هايي كه اهل سنت نوشته اند و يا سخنراني آنها را ديده باشيد هر گاه نام مبارك پيامبر را مي برند بعد از آن مي گويند : صلي الله عليه و سلم . 

و هيچ گاه نامي از آل پيامبر ، نمي آورند . اگر هم در جايي بعد از صلوات بر پيامبر ، نامي از آل مي آورند بلافاصله مي گويند و صحبه اجمعين . و همه ي صحابه را قاطي صلوات مي كنند .

سوال من همين جاست .

آقايان اهل سنت ! خداي متعال به ما دستور داده كه هر روز در نمازمان بعد از سلام وصلوات بر پيامبر (ص) ، صلوات بر آل پيامبر بفرستيم و اگر اين كار را نكنيم نمازمان باطل است .

و مي گوييد : اللهم صل علي محمد و علي آل محمد كما صليت علي ابراهيم و علي آل ابراهيم انك حميد مجيد ، و بارك علي محمد و علي آل محمد كما باركت علي ابراهيم و علي ابراهيم انك حميد مجيد .

چرا شما در غير نماز بر آل پيامبر صلوات ،‌ نمي فرستيد ؟ چرا صلوات را ابتر و ناقص مي فرستيد ؟ شما كه ادعا مي كنيد اهل بيت و آل پيامبر را دوست داريد پس چرا در عمل ، خلاف آن را مرتكب مي شويد ؟

چرا صلواتي كه در نماز مي فرستيد را عوض مي كنيد و آل پيامبر را از پيامبر جدا مي كنيد ؟ آيا اين نشانه ي محبت شماست ؟ چرا وقتي از آل نام مي بريد عبارت صحبه اجمعين را مي آوريد ؟ در كجاي نماز ، خداوند عبارت صحبه اجمعين را آورد كه شما مي آورديد ؟ در كدام روايت پيامبر (ص) فرمود كه بعد از صلوات بر من ، بر صحابه ي من هم صلوات بفرستيد ؟ آني كه پيامبر فرموده را انجام نمي دهيد و آني كه نفرموده را اضافه مي كنيد ؟

آيا اين تناقض نيست ؟‌نظر بدهيد
+ نوشته شده در  یکشنبه 16 اسفند1388ساعت 16:2  توسط هادي خدابنده  | 

يكي از نسبت هاي ناروايي كه مخالفين شيعه ، به شيعه مي دهند  نعوذ بالله نسبت مشرك !! است .

وقتي علت اين نسبت را مي پرسيم يكي از جواب هايي كه مي دهند ، اين است كه شيعه براي غير خدا گريه مي كند . ( حالا من نمي دونم گريه براي غير خدا چه ربطي به شرك داره البته خودشون هم نمي دونن )

و  اين روايت را از بخاري مي خوانند كه " پيامبر (ص)فرمود : ان الميت ليعذب ببكاء اهله عليه " ( صحيح بخاري  ج2 باب في الجنائز ص 80 ) ميت به خاطر گريه ي اهلش براي او ، عذاب مي شود .

سوال بنده از اهل سنت اين است كه اگر ميت به خاطر گريه ي ديگران در قبر عذاب مي شود پس آيا 1400 سال امام حسين در قبر عذاب مي بيند ؟ آيا خداوند امام حسين كه سيد شباب اهل جنت است را به خاطر گريه ي شيعه عذاب مي دهد ؟

چرا شما اين روايت را صحيح مي دانيد در حالي كه ميت به خاطر گناهانش عذاب مي شود نه به خاطر گريه ي ديگران ! مگر در قرآن نداريم كه هيچ كسي بار كس ديگري را به دوش نمي كشد پس چرا ميت بايد براي گريه ي ديگران عذاب ببيند ؟

چرا احاديثي را به پيامبر نسبت مي دهيد كه اگر خود پيامبر مي بود اين احاديث را به ديوار مي زد چون با قرآن در نعارض است .

در ضمن به ياد داشته باشيد اهل سنت همه ي احاديث صحيح بخاري را صحيح مي دانند من جمله اين حديث را !!!!!!!!

لطفا نظر بدهيد

+ نوشته شده در  جمعه 2 بهمن1388ساعت 16:52  توسط هادي خدابنده  | 

همان طور كه مي دانيد قبرستان بقيع در زمان پيامبر (ص) بود و همان زمان به جنة البقيع معروف بود .

اگر به كلمه ي بقيع دقت كنيم مي بينيم كه از بقعه و بارگاه گرفته شده است .

سوال من اين است كه اگر بقعه و بارگاه شرك و حرام است چرا پيامبر جلوي ساختن بقعه را نگرفت و اينقدر بقعه و بارگاه در اين قبرستان بود كه به بقيع معروف شده است .

آيا پيامبر نمي دانست كه گنبد و بارگاه شرك است و الان وهابيون مي دانند يا اينكه شرك نبوده و جديدا شرك شده است و يا اينكه اصلا شرك نيست .

لازم به يادآوري است وهابيون در سال 1301 شمسي دست به تخريب قبور زدند و هرچه بارگاه در بقيع بود را با خاك يكسان كردند .

شما مي توانيد تصاوير بقيع قبل از تخريب را در ادامه ي مطلب ببينيد .
ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 دی1388ساعت 17:5  توسط هادي خدابنده  | 

با سلام .

نكته ي زيبايي درباره وهابيت به نظرم امد به شما بگم اگر اشتباه است بگوييد تا اصلاح كنم   .

وهابيت از زمان تاسيس توسط محمد بن عبدالوهاب يك موضوع خطرناك را دنبال مي كردند و آن زدن و از بين بردن حب پيامبر و اهل بيتش بود به اين نحو كه هر چيز كه مظهر حب است بايد از بين برودو همين را دنبال مي كنند .

پيامبر (ص) مزد رسالتش را "مودت في القربي" قرار داد و اگر اين ارتباط قلبي و محبت آميز با انها برقرار كرديم خود به خود به دنبال آنها خواهيم رفت به نماز مي ايستيم و روزه مي گيريم ولي اگر از آنها خوشمان نيامد اصلا نه نماز مي خوانيم و نه ....

وهابيت مي خواهند اين حب را از بين ببرند لذا به عنوان شرك بارگاه و قبور آنها را  بت پرستي معرفي مي كنند در حالي كه رفتن به كنار قبور صحابه و بزرگان دين برقرار كردن ارتباط با بندگان صالح خداست .

برگزاري مراسمات تولد و عزا را براي آنها به عنوان بدعت معرفي كردند .

توسل و شفاعت  كه ريشه ي قرآني دارد را شرك مي دانند و ....

خوب ما براي تولد و عزاي آنها هيچ احساسي نداشته باشيم . براي بارگاه آنها هيچ اهميتي نديم . چون مردن از انها چيزي نخواهيم و شفاعت آنها را قبول نداشته باشيم به چي دل خوش باشيم .

در ضمن ابوحنيفه در بغداد حرم و بارگاه داره اگر اين شرك بود بايد اهل سنت خرابش مي كردند .

+ نوشته شده در  جمعه 6 آذر1388ساعت 10:34  توسط هادي خدابنده  | 

"دروغ گو كم حافظه است "  آنهايي كه گفته اند: همسر دوم پيغمبر عايشه در زمان ازدواج 6 سال سن داشته است نمي دانستند كه اين دروغشان يك روزي فاش خواهد شد . در بسياري از كتاب هاي تاريخي آمده است كه : خواهر بزرگ عايشه كه اسماء نام داشته 10 سال از او بزرگتر بوده است و همين اسماء در زمان هجرت پيامبر 27 سال سن داشته است در اين صورت عايشه (همسر دوم پيامبر ) در زمان ازدواج كه سال اول هجرت بوده 17 سال سن داشته است .

پس آنهايي كه اين مسئله را تبليغ مي كنند دروغ بسيار بزرگي را تبليغ مي كنند و قصدشان هم دشمني و تحقير پيامبر اسلام و مسلمانان است .

مفصل اين مطلب را در ادامه مطلب ببينيد



ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 25 آبان1388ساعت 14:2  توسط هادي خدابنده  | 

با سلام

تصویری از ۳ تن از بزرگترین مراجع تقلید شیعیان جهان در عصر حاضر .

و تصويري از دو مفتي كور چشم و كور دل وهابيت عربستان عكس سمت راست مفتي قبلي وهابيت عربستان بن باز است كه خدا هر دو چشمش را ازش گرفت و عكس سمت چپ عبدالعزيز بن عبدالله آل شيخ مفتي الان وهابيت است كه از يك چشم كور است . به فتواي اين دو مفتي خبيث هزاران نفر از شيعيان در كشورهاي مختلف به شهادت رسيده اند .

 یک حکایت زیبا از عاجز شدن بن باز در برابر استدلال زیبای مرحوم حکیم در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه 25 مهر1388ساعت 14:28  توسط هادي خدابنده  | 

درباره عبدالله بن سبا در بين علماي شيعه دو قول وجود دارد

1. عده اي مي گويند چنين شخصي وجود خارجي داشته ولي حواشی آن مانند اينكه محرك قتل خليفه سوم و مسبب جنگ جمل و صفين و ... عبدالله بن سبا باشد اين دروغ هست و درباره او غلو كردند  .

2. ولي تعداد زيادي از علماي برجسته ي شيعه ، او را انکار کرده‌اند و معتقدند که افسانه است و ساخته و پرداخته دودمان بني‌أميه و عمّال آنهاست. مرحوم کاشف الغطاء (ره) صراحتا مي‌گويد:أحاديث خرافة وضعها القصاصون و أرباب السمر و المجون. أصل الشيعة و أصولها للشيخ كاشف الغطاء، ص181          احاديث مربوط به عبد الله بن سبأ، خرافي است و قصه‌گويان و کساني که به شب‌نشيني مي‌روند و بذله‌گو هستند، اين داستان را بافته‌اند.

علامه عسگري (ره) کتاب مفصلي در اين زمينه دارد شواهد و قرائني را که نشان‌گر ساختگي بودن داستان عبد الله بن سبأ است، بيان کرده است.

مرحوم حضرت آيت الله العظمي خوئي  در معجم رجال الحديث مي‌گويد:إن أسطورة عبد الله بن سبأ و قصص مشاغباته الهائلة موضوعة مختلقة اختلقها سيف بن عمر الوضاع الكذاب. معجم رجال الحديث للسيد الخوئي، ج11، ص207   اين داستان، ساخته و پرداخته فردي است حديث‌ساز و کذاب به نام سيف بن عمر.     ايشان اشاره مي‌کند که اين قضيه توسط علامه عسگري (ره) بررسي شده و هر کس دوست دارد تحقيقات مفصلي را ببيند، به کتاب ايشان مراجعه کند.

علامه طباطبائي (ره) در کتاب الميزان مي‌گويد:قضيه عبد الله بن سبأ، از داستان‌هاي ساختگي و از خرافات تاريخ است. تفسير الميزان للسيد الطباطبائي، ج9، ص260

علامه محمد جواد مغنيه ـ که از شخصيت‌هاي برجسته لبنان بود در کتاب عبد الله بن سبأ و أساطير أخري، جلد1، صفحه12 در اين زمينه بحث کرده است.

جناب آقاي دکتر علي الوردي در کتابي به نام وعاظ السلاطين، ص90 تا 112، مفصل بيان کرده که قضيه عبد الله بن سبأ، از بافته‌هاي تاريخ و از شگفتي‌هاي دوران بني‌أميه است.

جناب عبد الله فياض ـ از دانشمندان شيعي ـ در کتاب تاريخ الإمامية، ص95، در اين زمينه سخن گفته است و مي‌نويسد:  اين قضيه، به مطالب خيالي و بافته‌هاي ذهني، نزديک‌تر است تا حقائق خارجي.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 14:39  توسط هادي خدابنده  | 

 يكي از مباحثي اختلافی بين شيعه و سني  بحث شهادت حضرت زهرا (س)  هست . من نمي خواهم ادله ي شيعه را براي اثبات شهادت آن بانو بيان كنم كه البته ادله ي فراواني دارم فقط در اين پست مناظره ي دو تن از علماي شيعه و سني جناب دكتر حسيني قزويني كه معرف حضور هست و جناب مولوي مرادزهي ( معاون مولوي عبدالحميد امام جمعه زاهدن ) كه در شبكه جهاني سلام پخش شد را به خدمت شما مي رسانم . اميدوارم با مطالعه و دانلود اين مناظره زيبا حق براي همه روشن شود .

اصل مناظره را  دانلود كنيد البته كمي بايد صبر كنيد چون حدود ۲ ساعت بوده  دانلود

 نظرات بينندگان شيعه و سني درباره اين مناظره كه اين هم خيلي جالب است دانلود

دوستاني هم كه نمي خواهند دانلود كنند  اين مناظره در ادامه ي مطلب آمده است مي توانيد اصل مناظره را مطالعه كنيد خواهید دید که مولوی مرادزهی به بسیاری از سولات دکتر قزوینی آیا جواب می دهد یا نه .  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه 15 مهر1388ساعت 14:18  توسط هادي خدابنده  | 

 

با استناد به مدارك موجود و قابل دسترس و با مراجعه به كتب معتبر اهل سنت، مي‌توان با قاطعيت تمام اذعان نمود كه احدي جز علي بن ابيطالب در « كعبه» به دنيا نيامده است.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 15 تیر1388ساعت 9:54  توسط هادي خدابنده  | 

پاسخ: قرار دادن دست راست بر روي دست چپ در نماز (دست بسته نماز خواندن) از اموري است که استحباب آن بين فقهاي سه مذهب از مذاهب چهارگانه اهل سنّت مشهور است:

حنفي ها مي گويند:روي هم گذاشتن دست ها در نماز، سنّت است وواجب نيست، و براي مرد بهتر است که کف دست راستش را بر پشت دست چپ، زير ناف قرار دهد، و زن دست ها را بر سينه اش بگذارد.

شافعي ها مي گويند: گذاشتن دست روي يکديگر، در نماز براي مرد و زن سنّت است و بهتر است که کف دست راست را بر پشت دست چپ زير سينه و بالاي ناف به سمت چپ قرار دهد.

حنبلي ها مي گويند: گذاشتن دست ها روي هم، سنّت است و بهتر است که کف دست راست را بر پشت دست چپ نهاده زير ناف قرار دهد.

فرقه مالکيّه برخلاف سه مذهب فوق مي گويند: آويختنِ دست ها در نمازهاي واجب، مستحب است، قبل از مالکي ها نيز جماعتي همين قول را گفته اند که از آن جمله اند: عبداللّه بن زبير، سعيد بن مسيّب، سعيد بن جبير،عطاء، ابن جريح، نخعي، حسن بصري، ابن سيرين و جماعتي از فقهاء.از امام اوزاعي منقول است که نمازگزار، بين آويختن دست ها يا روي هم قرار دادن آنها مخير است. محمّد جواد مغنيه: الفقه علي المذاهب الخمسه، ص 110، وملاحظه شود «رسالة مختصرة السدل» ا از دکتر عبدالحميد، ص 5.

 امّا مشهور بين شيعه اماميّه آن است که قرار دادن دست ها روي يکديگر در نماز، حرام، و موجب بطلان نماز است و به ندرت از فقهاي شيعه کسي قائل به کراهت شده، مانند ابوالصلاح حلبي در کافي. [2] . محمد حسن نجفي، جواهر الکلام:11/ 15ـ16. 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 23 اردیبهشت1388ساعت 16:58  توسط هادي خدابنده  | 

اهل تسنن می گویند که خمس فقط به غنائم دارالحرب (میدان جنگ) تعلق می گیرد و اهل تشیع می گویند که به مطلق درآمدهای خالص که در مقابل آن، انسان هیچ عوضی خرج نکرده است. منشا اختلاف، کلمه غنمتم است که معنی غنمتم چیست؟

اگر نخواهیم با آنها مباحثه کنیم، می گوییم ائمه ما گفته اند مقصود از غنمتم مطلق درآمدهای خالص اضافی است.

 ولی اگر اهل تسنن بخواهند با ما مباحثه کنند و بگویند به چه دلیل حرف ائمه شما درست است؟ باید برویم سراغ کلمه غنمتم و ببینیم لغت عربی درباره این کلمه که در آیه مربوط به خمس آمده: «واعلموا انما غنمتم من شیء فان لله خمسه»؛ بدانید از هر غنیمت و فایده ای که شما می برید، 5/1 آن مال خداست (انفال/41)، چه می گوید؟
اگر لغت عربی گفت کلمه غنمتم که از ماده «غنم، یغنم، غانم، مغنوم» می باشد یعنی غنیمتی که در دارالحرب نصیب شما می شود و اختصاص دارد به غنائم دارالحرب، می گوییم حرف آنها درست است و اما اگر سراغ لغت رفتیم و گفتند کلمه غنم، یغنم و هر چه از این ماده است، یک کلمه اعم است و اختصاص به غنائم دارالحرب ندارد، می گوییم حرف شیعه درست است.

اول : می رویم سراغ قرآن، .... بقیه را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 15 اردیبهشت1388ساعت 19:52  توسط هادي خدابنده  | 

  ۱. آنگاه هدایت شدم ( تیجانی )   دانلود

۲. ترجمه المراجعات (سيد شرف الدين ) مناظرات شید شرف الدین عاملی با مفتی مصر و شیعه شدم مفتی اعظم مصر.  دانلود

۳. شبهاي پيشاور (سلطان الواعظين شيرازي) مناظرات سید در پیشاور پاکستان و شیعه شدن بساری از اهل سنت حنفی پیشاور دانلود

۴. به نور فاطمه هدايت شدم ( شيعه شده ي سوداني )دانلود

۵.  خاطرات مستر همفر جاسوس انگلیس و تاسیس وهابیت دانلود

بقیه کتاب ها در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 14 اردیبهشت1388ساعت 9:3  توسط هادي خدابنده  | 

در اين پست فقط ديدگاه شيعه وسني و موارد اختلافی درباره خمس را بيان مي كنيم و در پست بعدي ان شاء الله دلايل هر دو فرقه را بررسي خواهيم كرد . به حول و قوه الهي .

 مساله اول : از نظر اهل تسنن، خمس فقط به غنائم جنگی تعلق می گیرد و بس. در غیر غنائم جنگی آنها قائل به خمس نیستند این است که مساله خمس میان اهل تسنن و اهل تشیع از زمین تا آسمان فرق می کند، چون آنها اختصاص می دهند به غنائم میدان جنگ و غنائم میدان جنگ یک امر استثنائی است. گاهی هست و گاهی نیست، مخصوص زمان جنگ است. ولی مطابق آنچه شیعه می گوید خمس یک امر جاری و دائم است، اختصاص به زمان جنگ ندارد، سراسر زندگی اقتصادی مردم را دربرمی گیرد. این یک وجه تفاوت میان عقیده اهل تسنن و عقیده اهل تشیع در باب خمس.

مسأله دومی که در باب خمس هست این است که خمس را چه اختصاص بدهیم به غنائم دارالحرب (میدان جنگ) و چه به طور عمومی بگیریم، آن را چند قسمت باید کرد؟ همانطور که می دانید خمس را از نظر فقه شیعه باید شش قسمت کرد. سه قسمت آن «سهم امام» نامیده می شود سه قسمت دیگر «سهم سادات» است. اهل تسنن می گویند خمس را باید پنج قسمت کرد نه شش قسمت.

مساله سومی که مورد اختلاف است ...... را در ادامه مطلب بخوانید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 11 اردیبهشت1388ساعت 10:37  توسط هادي خدابنده  | 

 دوست عزيزي سوالي از من پرسيد كه چرا شيعيان نماز ظهر و عصر و يا مغرب و عشاء را با هم مي خواند و مثل اهل سنت جدا نمي خوانند ؟؟؟

در پاسخ به سوال اين دوستم مطالب زير را نوشتم اميدوارم مفيد باشد .

اولا : درباره جمع بين دو نماز شيعه مي گويد :  جایز است نماز ظهر و عصر و يا مغرب و عشاء را با هم خواند و براي اين حکم شرعی احاديث فراواني از پيامبر (ص) و  ائمه (ع) دارند .

ثانیا : اهل سنت هم اين دو نماز را با هم مي خوانند ..... به ادامه مطلب رجوع کنید


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه 31 فروردین1388ساعت 8:7  توسط هادي خدابنده  |