|
|
|
|
|
شما که چهار قسمت زیر را مطالعه کردید این قسمت را نیز ببینید که امام صادق چگونه نتیجه گیری می کند و ابوحنیفه را رسوا می کند . امام : تو به کتاب خدا فتوا می دهی ٬ ولی وارث کتاب نیستی ٬ تو می پنداری که صاحب قیاس هستی ولی نخستین کسی که قیاس کرد ابلیس بود . دین اسلام مبتنی بر قیاس نیست ٬ تو می پنداری صاحب رای هستی ولی رای از رسول خدا درست ٬ واز دیگران خطاست ٬ زیرا که خداوند تنها به پیامبر می فرماید : « بین مردم به آنچه خداوند رای تو را در آن قرار داده است قضاوت کن » ولی این مطلب را به غیر پیامبرش نفرموده است . تو می پنداری ٬ دانای به حدود هستی ٬ و آن کسی که احکام حدود بر او نازل شده است بهتر از دیگران حدود خدا را می داند . تو می پنداری به جریان بعثت پیامبران آشنا هستی ٬ ولی پیامبر اسلام (ص) به جریان بعثت آنها آشنا تر است ٬ اگر مردم نمی گفتند که ابوحنیفه به حضور فرزند رسول خدا (ص) رفت ٬ و او چیزی از ابوحنیفه نپرسید ٬ چیزی نمی پرسیدم ٬ قیاس کن اگر قیاس کننده هستی . ابوحنیفه گفت : بعد از آن مجلس دیگر به رای و قیاس در دین خدا سخن نمی گویم . امام صادق (ع) فرمود « نه ٬ هرگز حب ریاست تو را رها نمی سازد ٬ همان گونه که افرادی از گذشتگان را رها نساخت . منهاج البراعه ٬ ج ۲ ٬ ص ۶۲
|
||
|
+
نوشته شده در سه شنبه 11 فروردین1388ساعت 8:40 توسط هادي خدابنده
|
|
||